غمگین ترین ِ یکشنبه ها
سپس یکشنبه ای آمد که تو برای یافتن من آمدی
آنها مرا در کلیسا دفن کردند و من تو را پشت سرم جا گذاشتم
چشمانم نمی توانستند ببینند کسی را که می خواستم دوستم بدارد
زمین و گل ها برای همیشه بالای سرم هستند
ناقوس برایم به صدا در آمد و باد زمزمه کرد: هرگز
اما تویی که عاشقت هستم و همیشه دعایت می کنم
آخرینِ همه یکشنبه ها
مفرد مونث بی مخاطب...